سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
747
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
در صفحات پايانى « مواعظ المتقين » چاپ شده نيز همينگونه است . شرح احوال پدر وى در صفحات 373 - 372 نوشته شده و مدارج روحانى و علمى وى هويداست . بدين جهت او را « زميندار و دانشدوست » خواندن ، تنقيص شأن اوست . سيد محمد مهدى در شانزدهسالگى از سايهء پدرى محروم شد . مدّتى در پتنه تحصيل كرد و سپس به لكنهو رفت . آنجا ابتدا از محضر تاج العلماء سيد على محمد و سپس از مفتى سيد محمد عباس كسب فيض كرد . كتابهاى سطح متوسطه را نزد فرزند علّامه كنتورى ، مولانا سيد تصدق حسين خوانده بود . او پيش از سال 1306 ه به مظفرپور آمد و به مقام مدرّس اعلى مدرسهء ايمانيه ، كه آن را نواب سيد محمد تقى بنا نهاده بود ، رسيد . مسجدى كه نواب ساخته بود ، امام جماعت آن ، مولانا سيد عابد حسين بود . مولانا سيد محمد مهدى در 1320 ه ق مدرس اعلى سلطان المدارس در لكنهو شد و به آنجا رفت . پس از آن مسئوليت مسجد به عهدهء وى بود . وى دومرتبه به مشاهد مشرفه عراق سفر كرد . تاريخ نوبت اول معلوم نيست ، ولى بار دوم ، طبق نقل تذكرهء بىبها ، در سال 1307 ه ق بود . در آن سفر ، به ايران هم آمد . در سال 1321 همراه با خانواده و ديگر خويشاوندان براى حج واجب و زيارت مشاهد مشرفهء مدينه ، به حجاز مسافرت كرد . سرانجام در 24 جمادى الثانى 1348 ه ق / 27 نوامبر 1929 م هنگام نماز عشاء در وطنش ، بهيكپور ( نه در مظفرپور ، كه مطلع انوار مىنويسد ) درگذشت . فرزندان او عبارتند از : 1 - يك دختر كه مادر مادرم بود . 2 - يك پسر به نام مولوى حكيم سيد محمد سجاد كه اول در پتنه مطب داشت و سپس تقريبا در سال 1330 ه ق در مظفرپور مطب باز كرد . تأليفات او كه همه به چاپ رسيدند ، عبارتند از : زمزمة الحجاج ؛ مدينة الزيارات ( چاپ 1325 ه ق ) ؛ سواء السبيل ( چاپ 1306 ه ق ) ؛ تحفة الابرار ( فارسى ) حجة بالغه ؛ مواعظ المتقين ( عربى ) ؛ لواعج الاحزان ( دو جلد ) . وى در ادبيات عرب و فارسى ، شاگرد رشيد مفتى بود . بدين جهت در اشعار و نثرهاى فارسى و عربى مهارت كامل داشت . كتاب تحفة الابرار كه در آن به مناسبت ، اشعار و قطعات فارسى ذكر شدهاند ، مهارت وى را آشكار مىسازد . وى در پى استجابت دعاى پدرش و كنار رفتن ابرهاى تيره و هويدا شدن هلال ماه شوال ، اين ابيات را سرود : دعاى او چو بر گردون رسيده * حجاب ابر شد از وى دريده دعا را بر فلك رفتن ضرور است * شكافد ابر گر از وى چه دور است چه حيرت شقّ ابرى او اگر كرد * كه جدّش مصطفى شقّ القمر كرد عجب نى بهر او شد ابر منشقّ * كه بهر جدّ او نه چرخ شد شق كرامتها كه از حقّش عطا شد * همه از فيض روح مصطفى شد بر ايمان هركه دارد استقامت * عجب نبود ازو خرق و كرامت محمد مختار ص 627 - 626 براگاون گهوسى در بلوك اعظمگره است . محمّد هادى ، صلحا ص 630 - 629 مرحوم مولوى محمد عسكرى از احفاد مولانا محمد هادى صلحا بود كه زبدة المصائب را در چندين جلد پرحجم به زبان اردو تأليف كرده بود و مؤلف الذريعة جلد اول آن را به صورت چاپى ديده بود . مرتضى ، اخبارى ، سيد ص 640 در الذريعة ( ج 2 ) نام وى را « ابن السيد محمد الكشميرى » ثبت كرده و سال وفاتش 1235 ه ق است .